خرید بک لینک
تولدت مبااااااارکبا اینکه دیگه مال من نیستی و خدا رو شکر اینقدر وجدان داشتم ک این چند سال مزاحمت نشم .اما اینقدر هم ازت بهم میرسه که بهترین لحظه هایی ک باهات داشتم رو یادم بمونه که بهترینش روز تولدت بوده تولدت کلللللی مبااااااااااااااااااارک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 3:08

دیگر نه دست هایت را میخواهم .نه دیدارت و نه حتی صدایت را......ادم باید یه سری چیزا رو ب مرور زمان تجربه کنه تا بفهمه کجا ایستاده و باید طلب کار باشه یا بدهکار..تا دیروز از عالم و ادم طلب کار بودم واسه بدست نیاوردنت اما امروز میفهمم پدر بودن و دختر داشتن یعنی چی نمیدونم ی روزی اینقدر شهامت پیدا میکنم که دست پدر تو ببوسم و ازش بابت چند سال عشق مون که قطعا باعث درگیری ذهنی و فکری شون شده بود عذر خواهی کنم یا نه فقط ازت میخوام حلالم کنی و منو ببخشی تو ک اینقدر خوب بودی ک بهترین و بهترین و بهترین روز های عمرم رو ساختی الانم خوبی کن و حلالم کن عشق قدیمی من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1402 ساعت: 19:06

یادت میاد یا حافظه تم مث دلت سنگ شده ....یاسشاید خدا خواسته است ؛که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب رابه این ترتیب وقتی او را یافتی ، بهتر می توانی شکرگزار باشی ..نمی دونم بگم خداروشکر به این باور رسیدی یا........منکه گفتم بدم وهرچی خوبی می بینی ازخودته،توبازم انقدخوبی که باورنکردی.....نمی دونم چی شده فقط دعا می کنم وامیدوارم خداصداموتواین مورد حداقل بشنوه....مواظب خودت باش نفسم.....نذارنفسم طوریش بشه....  + نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان ۱۴۰۰ساعت 14:53  توسط yamin@yas  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 8:17

وااااااای خدای خوووبم حکمتتو شکر بعد ۸ساااال باز برگشتم همونجاااایی ک تووو اوج رابطه با عشقم توش بودم جایی ک هر شب وجب ب وجبشو وقتی باهات تلفنی حرف میزدم راه میرفتم اره عزیزم الان همونجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: سه شنبه 18 شهريور 1399 ساعت: 18:21

خدای خوبم خودت قضاوت کن ..........

اخه فقط تو از دلم خبر داری و بس .........

تو بگو اخه این رسمشه .......

یکی بیاد با خوبی هاش با دلبری هااااش با مهربونی هاش ..همه وجودتو تسخیییییر کنه و بعد بزاره بره

اخه مسلمون بخدا این رسمش نیست ...بخدا دیگه طاقت ندارم تو بگو چیکار کنم

تا کی مث آتیش زیر خاکستر بسووووووزم و ب روم نیارم

بابا جان بفهم دلم برات تنگ شده

اووونی ک خووودت رو میخواست حالا راضی به صداته

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:14

تا دنیا دنیاست چشه همه فقط رو ما دوتاست♪♪♫♫♪♪♯ ببین تو این دنیای بی احساس کی بهتر از ماست ♪♪♫♫♪♪♯دورت بگردم اسیره عشقتم دیدی میگفتم♪♪♫♫♪♪♯ که میرسیم به هم عشق قدیمی چشم بر ندار ازم ♪♪♫♫♪♪♯تو چشات دریاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:09

همه توی خواب نازو منم به فکر چشمای ناز اون بیاد روزایی که من میرقصیدم هی با ساز اون نفس گیرترین دقایق نتونست بمونه عاشق بازم معرفت داشت بهونه نیاورد و رو راست گفت اونو میخوام ازم معذرت خواست و گفت خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 2:28

دریغ ای همرهان ای رهزنان پوشیده رخت راهبانی کاروانها را دریغ ای آشنایان غریب ای ساکنان کوچه های سرد مرا آسوده بگذارید و درب خانه هاتان را به هم کوبید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 2:28

چندوقت پیش یجا نوشته بود....
اونی که دوستت داره بیشترازاینکه بگه دوستت دارم میگه "مواظب خودت باش"
منم تصمیم گرفتم این کلمه روواسه عشقم بگم چون واقعا بودنش واسم مهمه....نمیتونم حتی یلحظه دوریشوتحمل کنم ولی چی فک می کردم چی شد...........چون دوسش داشتم گفتم مواظب خودت باش واون چی برداشت کردازحرفم......مث اینکه دنبال هرفرصتی می گردی تاازم دورشی.....باشه هرجوردوس داری مزاحمت میشم......بخدامیرم گم شم تاواسه همیشه ازشرم خلاص شی....

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 2:28

دﻟـــــﻢ ﮔﺮﻓﺘـــــــــــــــﻪ ﻣﺜـﻞ ﻫـــﻮای ِ اﺑــﺮی ِ ﺷﻬــﺮی ﺧﺎﻣـــﻮش دﻟــــﻢ ﺗﻨـﮓ اﺳـﺖ ﻣﺜـﻞ آﺳﻤـــــــــــــﺎن ِ ﺑــــــﯽ ﺳﺘــﺎره ی ِ ﺷـبی زﻣﺴﺘــــــﺎﻧـﯽ…. ﺣــﺎل ِ دﻟـــــــــــﻢ ﺧـــﻮب ﻧﯿﺴــﺖ ای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:31

فک نکن تولدتو یادم رفته بود نه .......به هیچ وجه مگه میشه کسی که ثانیه به ثانیه فکرش................... امسال با خودم عهد کردم برا تولدت پست نذارم به بهونه نامزد کردنت ......زاستش یه کوچولو هم واسه اینکه چند ساله تولدم میشه و ازت خبری نمیشه البته نباید توقع داشته باشم میدونم ........... اما چه کنمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:45

ه همین سادگی رفتی"بی خداحافظ عزیزم"سهم توشدروز تازهسهم من اشک که بریزمبه همین سادگی کم شدعمرگل بوته تو دستمگله از تو نیست می دونم"خودم اینواز تو خواستم"تورومحض لحظه هاموننشه باورت یه وقتیکه "دوست ندارم"اینوبخدا گفتم به سختیمن اگه دوست نداشتمپای غم هات نمی موندم...اگه گفتم برو خوبمواسه این بود که مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:45

منو یادت نمیاد میدونم تا همینجاشم ازت ممنونم دیگه حتی نفسم در نمیاد کاری جز دعا ازم بر نمیاد برو خوش باش برو شیرینم من به آینده تو خوش بنم برو که الهی خوشبخت بشی مثل من درد جدایی نکشی نوش جونت همه ی بی کسیام برو خوشبخت بشی منو ول کردی با دلواپسیام برو خوشبخت بشی اگه رفتی اگه تنها موندم برو خوشبخت بشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:45

خبری ازت نبود و خیلی بی تاب تو بودماومدم سراغت اما پر گریه شد وجودمخیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون و نازمنمیدونم چرا اینجا یا اصلا چم شده بازماون همه قول و قرارو اومدم یادت بیارماما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارماینجا گل بارونه امشب، چقد این فضا غریبهچرا من هیچی نمیگم؟ چرا میخندم؟ عجیبهآخه مجبورم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:45

به یاد ارزوهایم............

سکوتی میکنم .........

سنگین تر از ...............

فریاد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 19:10 توسط yamin@yas |

برچسب: نویسنده: یگانه سامانی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:45

صفحه بندی